uringetränkt
آغشته به ادرار، خیس از ادرار
Bedeutungen
1
کاملاً خیس یا آغشته به ادرار.
- Der alte Teppich war uringetränkt und musste entsorgt werden.فرش قدیمی آغشته به ادرار بود و باید دور ریخته میشد.
- Nach dem Unfall war die Kleidung des Hundes uringetränkt.پس از حادثه، لباسهای سگ خیس از ادرار بود.
- Die uringetränkte Matratze roch unangenehm.تشک آغشته به ادرار بوی نامطبوعی میداد.