urlaubsreif
نیازمند تعطیلات، خسته از کار، آماده برای تعطیلات
Beispiele
- Der Urlaub sei lange im Voraus geplant gewesen, Wulff sei durch den Landtagswahlkampf als damaliger Ministerpräsident in Niedersachsen ''urlaubsreif'' gewesen.تعطیلات از مدتها قبل برنامهریزی شده بود، ولف به دلیل مبارزات انتخاباتی ایالتی به عنوان نخستوزیر وقت در نیدرزاکسن «نیازمند تعطیلات» بود.