utilitär

Aussprache: /ˌʊtiliˈtɛːɐ̯/
Worttrennung: uti·li·tär
صفت

کاربردی، سودمند، عمل‌گرایانه

Bedeutungen

1

طراحی شده یا مورد استفاده برای اهداف عملی و کاربردی، نه صرفاً زیبایی‌شناختی.

  • Das Design des Werkzeugs ist rein utilitär und auf Funktionalität ausgelegt.طراحی این ابزار کاملاً کاربردی است و بر عملکرد تمرکز دارد.
  • Viele Menschen bevorzugen utilitäre Möbel für ihre Büros.بسیاری از مردم مبلمان کاربردی را برای دفاتر خود ترجیح می‌دهند.
  • Die neue Brücke hat eine utilitäre Funktion, um den Verkehr zu erleichtern.پل جدید یک عملکرد کاربردی برای تسهیل ترافیک دارد.
2

مربوط به سودگرایی (Utilitarismus) یا تمرکز بر حداکثر کردن سود و منفعت.

  • Seine Entscheidung basierte auf einem utilitären Kalkül, um den Gewinn zu maximieren.تصمیم او بر اساس یک محاسبه سودمندگرایانه برای به حداکثر رساندن سود بود.
  • Die utilitäre Ethik betrachtet die Folgen einer Handlung für das allgemeine Wohl.اخلاق سودگرایانه، پیامدهای یک عمل را برای رفاه عمومی در نظر می‌گیرد.
  • Er vertrat eine utilitäre Sichtweise auf das Bildungssystem.او دیدگاهی سودمندگرایانه نسبت به سیستم آموزشی اتخاذ کرد.