väterlich
پدرانه، پدری، مربوط به پدر
Bedeutungen
1
ویژگیهایی که معمولاً با پدران مرتبط است؛ مهربان، محافظ و دلسوز مانند پدر.
- Er hatte einen väterlichen Rat für mich.او نصیحتی پدرانه برای من داشت.
- Der alte Mann blickte sie mit väterlicher Güte an.مرد پیر با مهربانی پدرانهای به او نگاه کرد.
- Sein väterlicher Einfluss war entscheidend für ihre Entwicklung.تأثیر پدرانه او برای رشد او تعیینکننده بود.
2
مربوط به پدر یا میراث پدری.
- Er erbte das väterliche Geschäft.او کسبوکار پدریاش را به ارث برد.
- Die väterliche Linie der Familie ist gut dokumentiert.تبار پدری خانواده به خوبی مستند شده است.
- Sie sprach über ihre väterlichen Vorfahren.او درباره اجداد پدری خود صحبت کرد.