väterlich

Aussprache: /ˈfɛːtɐlɪç/
Worttrennung: vä·ter·lich
صفت

پدرانه، پدری، مربوط به پدر

Bedeutungen

1

ویژگی‌هایی که معمولاً با پدران مرتبط است؛ مهربان، محافظ و دلسوز مانند پدر.

  • Er hatte einen väterlichen Rat für mich.او نصیحتی پدرانه برای من داشت.
  • Der alte Mann blickte sie mit väterlicher Güte an.مرد پیر با مهربانی پدرانه‌ای به او نگاه کرد.
  • Sein väterlicher Einfluss war entscheidend für ihre Entwicklung.تأثیر پدرانه او برای رشد او تعیین‌کننده بود.
2

مربوط به پدر یا میراث پدری.

  • Er erbte das väterliche Geschäft.او کسب‌وکار پدری‌اش را به ارث برد.
  • Die väterliche Linie der Familie ist gut dokumentiert.تبار پدری خانواده به خوبی مستند شده است.
  • Sie sprach über ihre väterlichen Vorfahren.او درباره اجداد پدری خود صحبت کرد.