vakuumieren

Aussprache: /vaˈkuːmiːrən/
Wortzerlegung: va·ku·u·mie·ren
فعل

وکیوم کردن، خلاء کردن

Beispiele

  • Man zerkleinert gegebenenfalls die zu ''vakuumierende'' Ware, so dass sie in die Vakuumbeutel passt.کالای مورد نظر برای وکیوم کردن را در صورت لزوم خرد می‌کنند تا در کیسه‌های وکیوم جا شود.

Bedeutungen

1 Akkusativ

هوا را از بسته‌بندی خارج کردن تا مواد غذایی یا سایر اقلام برای مدت طولانی‌تری تازه بمانند یا فضای کمتری اشغال کنند.

  • Wir vakuumieren das Fleisch, um es länger haltbar zu machen.ما گوشت را وکیوم می‌کنیم تا ماندگاری آن را افزایش دهیم.
  • Man kann auch Kleidung vakuumieren, um Platz im Koffer zu sparen.می‌توان لباس‌ها را نیز وکیوم کرد تا در چمدان صرفه‌جویی در فضا شود.