vakzinieren
واکسینه کردن، تلقیح کردن
Beispiele
- Vorbeugend muss man nur wenige ''vakzinieren,'' etwa Mitarbeiter von Hochsicherheitslaboratorien und Pflegekräfte, die mit Kranken in Kontakt kommen könnten.به عنوان پیشگیری، فقط باید تعداد کمی را واکسینه کرد، مثلاً کارکنان آزمایشگاههای با امنیت بالا و پرستارانی که ممکن است با بیماران در تماس باشند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با تزریق واکسن، فرد یا حیوانی را در برابر بیماری مصون کردن
- Die Ärzte vakzinieren die Bevölkerung gegen Grippe.پزشکان جمعیت را علیه آنفولانزا واکسینه میکنند.
- Alle Kinder sollten gegen Masern vakziniert werden.همه کودکان باید علیه سرخک واکسینه شوند.