vaterländisch

Aussprache: /ˈfaːtɐˌlɛndɪʃ/
Worttrennung: va·ter·län·disch
صفت

میهن‌پرستانه، وطن‌دوستانه

Bedeutungen

1

نشان‌دهنده عشق و وفاداری عمیق به وطن و تمایل به دفاع از آن.

  • Er sang ein vaterländisches Lied mit großer Inbrunst.او با شور و حرارت فراوان سرودی میهن‌پرستانه خواند.
  • Die Rede war von starken vaterländischen Gefühlen geprägt.سخنرانی تحت تأثیر احساسات شدید وطن‌دوستانه بود.
  • Viele Bürger zeigten ein ausgeprägtes vaterländisches Bewusstsein.بسیاری از شهروندان آگاهی میهن‌پرستانه قوی از خود نشان دادند.