vaterländisch
میهنپرستانه، وطندوستانه
Bedeutungen
1
نشاندهنده عشق و وفاداری عمیق به وطن و تمایل به دفاع از آن.
- Er sang ein vaterländisches Lied mit großer Inbrunst.او با شور و حرارت فراوان سرودی میهنپرستانه خواند.
- Die Rede war von starken vaterländischen Gefühlen geprägt.سخنرانی تحت تأثیر احساسات شدید وطندوستانه بود.
- Viele Bürger zeigten ein ausgeprägtes vaterländisches Bewusstsein.بسیاری از شهروندان آگاهی میهنپرستانه قوی از خود نشان دادند.