فعل
شبیه پدر شدن/بودن، به پدر رفتن
معانی و تعاریف vatern:
- نقش پدر را ایفا کردن، پدری کردن، از کسی مراقبت پدری کردن.
جملات نمونه برای vatern:
Der Sohn ist ganz der Vater, er ''vatert''.
پسر کاملاً شبیه پدرش شده است.
Er vaterte seine Kinder mit großer Liebe und Hingabe.
او با عشق و فداکاری زیاد پدری فرزندانش را میکرد.
Nach dem Tod des Vaters musste der älteste Sohn die Familie vatern.
پس از مرگ پدر، پسر بزرگتر مجبور شد پدری خانواده را بر عهده بگیرد.