vegetieren

Aussprache: /veɡeˈtiːʁən/
Wortzerlegung: ve·ge·tie·ren
فعل

به سختی زندگی کردن، در سطح پایین (کیفیت زندگی) زیستن

Beispiele

  • Im Zoo ''vegetiert'' das Tier in einem Niemandsland; es ist lebendig, aber es lebt nicht.در باغ وحش حیوان در یک سرزمین هیچکس "به سختی زندگی می‌کند"؛ زنده است، اما زندگی نمی‌کند.

Bedeutungen

1 intransitiv

زندگی‌ای بی‌هدف، بی‌روح و منفعلانه داشتن، اغلب در شرایط نامطلوب یا بیماری (مشابه dahinvegetieren اما کلی‌تر).

  • Er vegetierte nach dem Verlust seiner Familie nur noch vor sich hin.او پس از از دست دادن خانواده‌اش، فقط زندگی نباتی می‌کرد.
  • In dieser trostlosen Umgebung kann man kaum leben, man vegetiert nur.در این محیط دلگیر، به سختی می‌توان زندگی کرد، فقط می‌شود زندگی نباتی داشت.
2 intransitiv

رشد کردن و نمو یافتن (در مورد گیاهان).

  • Die Pflanzen vegetieren gut in diesem feuchten Klima.گیاهان در این آب و هوای مرطوب به خوبی رشد می‌کنند.
  • Auf dem kargen Boden können nur wenige Pflanzen vegetieren.در خاک فقیر، فقط تعداد کمی از گیاهان می‌توانند رشد کنند.