veilchenfärbig
بنفشرنگ (مانند گل بنفشه)، ارغوانی
Bedeutungen
1
دارای رنگ بنفش یا ارغوانی، شبیه به رنگ گل بنفشه.
- Sie trug ein wunderschönes, veilchenfärbiges Kleid.او لباسی زیبا به رنگ بنفشه پوشیده بود.
- Der Himmel färbte sich bei Sonnenuntergang in verschiedenen Rottönen und einem Hauch von veilchenfärbig.آسمان هنگام غروب خورشید به رنگهای مختلف قرمز و رگههایی از بنفش درآمد.
- Die Lippen der kranken Person waren leicht veilchenfärbig.لبهای فرد بیمار کمی ارغوانی رنگ بود.