ventilieren

Aussprache: /vɛntiˈliːrən/
Wortzerlegung: ven·ti·lie·ren
فعل

تهویه کردن، هوا دادن؛ بررسی دقیق کردن، بحث و تبادل نظر کردن

Beispiele

  • Kannst du den Raum mal ''ventilieren''?می‌توانی اتاق را تهویه کنی؟
  • Bevor ich das entscheide, muss ich das Thema erst mal ''ventilieren''.قبل از اینکه تصمیم بگیرم، باید اول موضوع را دقیق بررسی کنم.

Bedeutungen

1 Akkusativ

هوا را در یک فضا به گردش درآوردن، تهویه کردن

  • Man sollte den Raum regelmäßig ventilieren, um frische Luft zu bekommen.باید اتاق را به طور منظم تهویه کرد تا هوای تازه وارد شود.
  • Die Klimaanlage ventiliert die Luft im ganzen Gebäude.سیستم تهویه مطبوع هوا را در کل ساختمان تهویه می‌کند.
2 Akkusativ

یک موضوع یا ایده را به طور علنی مطرح کردن و مورد بحث قرار دادن

  • Sie haben das Problem in der Besprechung ausführlich ventiliert.آنها مشکل را در جلسه به تفصیل مورد بحث قرار دادند.
  • Es ist wichtig, solche Ideen offen zu ventilieren.مهم است که چنین ایده‌هایی را آشکارا مطرح کرد.