verächtlich

Aussprache: /fɛɐ̯ˈʔɛçtlɪç/
Worttrennung: ver·ächt·lich
صفت

حقیرانه، تحقیرآمیز، با خوارشماری، پست

Bedeutungen

1

نشان‌دهنده احساس تحقیر، بی‌ارزشی یا خوارشماری نسبت به کسی یا چیزی؛ با نگاهی پست و بی‌اعتنا.

  • Er blickte verächtlich auf den Mann herab.او با تحقیر به مرد نگاه کرد.
  • Ihre Stimme klang verächtlich, als sie über seine Ideen sprach.صدایش هنگام صحبت درباره ایده‌های او، تحقیرآمیز به گوش می‌رسید.
  • Er machte eine verächtliche Geste.او حرکتی تحقیرآمیز انجام داد.