verächtlich
حقیرانه، تحقیرآمیز، با خوارشماری، پست
Bedeutungen
1
نشاندهنده احساس تحقیر، بیارزشی یا خوارشماری نسبت به کسی یا چیزی؛ با نگاهی پست و بیاعتنا.
- Er blickte verächtlich auf den Mann herab.او با تحقیر به مرد نگاه کرد.
- Ihre Stimme klang verächtlich, als sie über seine Ideen sprach.صدایش هنگام صحبت درباره ایدههای او، تحقیرآمیز به گوش میرسید.
- Er machte eine verächtliche Geste.او حرکتی تحقیرآمیز انجام داد.