veraasen
هدر دادن، تلف کردن، ولخرجی کردن
Beispiele
- Ich habe dir schon mehrmals gesagt, dass du nicht immer alles ''veraasen'' sollst.من بارها به تو گفتهام که نباید همیشه همه چیز را هدر بدهی.
- Sie haben ihr ganzes Geld in der Bar ''veraast.آنها تمام پول خود را در بار هدر دادند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(عامیانه) پول، زمان یا منابع را به صورت بیفکرانه یا بیرویه هدر دادن یا تلف کردن.
- Er hat sein ganzes Erbe veraast.او تمام ارث خود را هدر داد.
- Veraase nicht deine Zeit mit nutzlosen Dingen!وقتت را با چیزهای بیفایده تلف نکن!