verabfolgen
دادن، تجویز کردن، تزریق کردن
Bedeutungen
1
jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ)
(رسمی) چیزی را به کسی دادن، تجویز کردن (مثلاً دارو)، اعمال کردن (مثلاً مجازات)
- Der Arzt verabfolgte dem Patienten die notwendige Medizin.پزشک داروی لازم را به بیمار تجویز کرد.
- Dem Angeklagten wurde eine gerechte Strafe verabfolgt.مجازات عادلانهای به متهم اعمال شد.