verabsäumen
کوتاهی کردن، غفلت کردن، از دست دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas verabsäumen)
از انجام کاری که باید انجام میشد، غفلت کردن، کوتاهی کردن یا آن را از دست دادن.
- Er hat es verabsäumt, seine Steuern rechtzeitig zu bezahlen.او در پرداخت به موقع مالیاتهایش کوتاهی کرد.
- Man sollte keine Gelegenheit verabsäumen, Neues zu lernen.انسان نباید فرصت یادگیری چیزهای جدید را از دست بدهد.