verabsäumen
کوتاهی کردن، غفلت کردن، از دست دادن
Beispiele
- Sie ''verabsäumte'', die Unterlagen rechtzeitig einzureichen.او در ارائه به موقع مدارک کوتاهی کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
از انجام کاری که باید انجام میشد، غفلت کردن یا آن را از دست دادن
- Er hat es verabsäumt, die Frist einzuhalten.او در رعایت مهلت کوتاهی کرد.
- Man sollte keine Gelegenheit verabsäumen, Deutsch zu sprechen.نباید هیچ فرصتی را برای آلمانی صحبت کردن از دست داد.