veranlagen
مشمول مالیات کردن، ارزیابی مالیاتی کردن، سرمایهگذاری کردن
Beispiele
- Aufgrund der Abgeltungssteuer müssen Kapitaleinkünfte nicht mehr ''veranlagt'' werden.به دلیل مالیات مقطوع، درآمدهای سرمهای دیگر نیازی به اظهار مالیاتی ندارند.
- Ehepaare können in der Bundesrepublik entscheiden, ob sie sich getrennt oder gemeinsam ''veranlagen'' lassen.زوجها در آلمان میتوانند تصمیم بگیرند که آیا به صورت جداگانه یا مشترک مشمول مالیات شوند.
- Meine Ersparnisse sind in einem Rentenfonds ''veranlagt.پساندازهای من در یک صندوق بازنشستگی سرمایهگذاری شدهاند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
پول یا سرمایه را در جایی قرار دادن تا سود کند؛ سرمایهگذاری کردن.
- Die Bank veranlagt das Geld ihrer Kunden.بانک پول مشتریان خود را سرمایهگذاری میکند.
- Er hat sein Erspartes in Aktien veranlagt.او پسانداز خود را در سهام سرمایهگذاری کرده است.
2
Akkusativ
مالیات بستن، ارزیابی مالیاتی کردن.
- Das Finanzamt veranlagt die Einkommensteuer.اداره مالیات، مالیات بر درآمد را ارزیابی میکند.
- Wie hoch wird mein Einkommen dieses Jahr veranlagt?درآمد من امسال چقدر مالیاتبندی میشود؟
3
zu + Dativ / sich zu + Dativ
مستعد کردن، استعداد چیزی را در کسی ایجاد کردن (معمولاً به صورت مجهول یا با sich).
- Er ist zu Krankheiten veranlagt.او مستعد بیماریها است.
- Sie veranlagt sich leicht zu Erkältungen.او به راحتی مستعد سرماخوردگی میشود.