verantwortbar
مسئولیتپذیر، قابل قبول، توجیهپذیر
Bedeutungen
1
قابل توجیه، منطقی و قابل قبول با توجه به شرایط؛ مسئولیت آن قابل پذیرش است.
- Die Entscheidung des Managers war unter den gegebenen Umständen verantwortbar.تصمیم مدیر با توجه به شرایط موجود، قابل قبول بود.
- Ist diese Vorgehensweise wirklich verantwortbar?آیا این رویکرد واقعاً توجیهپذیر است؟
- Wir müssen sicherstellen, dass unsere Handlungen verantwortbar sind.ما باید اطمینان حاصل کنیم که اقداماتمان قابل قبول و مسئولیتپذیر است.