verarbeiten
فرآوری کردن (مواد)، پردازش کردن (داده)، هضم کردن (روحی/عاطفی)
Bedeutungen
1
Akkusativ (+ zu + Dativ)
مواد خام یا دادهها را تغییر دادن و به محصول یا فرم نهایی تبدیل کردن
- In dieser Fabrik wird Milch zu Käse und Butter verarbeitet.در این کارخانه، شیر به پنیر و کره فرآوری میشود.
- Der Prozessor kann Millionen Daten pro Sekunde verarbeiten.پردازنده میتواند میلیونها داده را در ثانیه پردازش کند.
2
Akkusativ
تجربه، غم یا ضربه روحی را در ذهن تحلیل کرده و با آن کنار آمدن
- Es braucht Zeit, um den plötzlichen Verlust eines Freundes zu verarbeiten.زمان لازم است تا انسان از دست دادن ناگهانی یک دوست را هضم کند.
- Sie versucht, ihre Gefühle in ihren Bildern zu verarbeiten.او سعی میکند احساساتش را در نقاشیهایش بازابراز و هضم کند.