verbitten
درخواست توقف کردن, ممنوع کردن, نپذیرفتن
Bedeutungen
1
sich (Dativ) + Akkusativ
درخواست توقف چیزی را کردن، چیزی را ممنوع کردن یا نپذیرفتن (معمولاً با ضمیر بازتابی sich)
- Ich muss mir dieses Verhalten verbitten.من باید جلوی این رفتار را بگیرم.
- Sie verbat sich jede weitere Kritik.او هرگونه انتقاد بیشتر را نپذیرفت.