verbüßen
گذراندن (دوره محکومیت)، تحمل کردن (مجازات)
Beispiele
- Er wird auch noch die Reststrafe ''verbüßen'' müssen.او همچنین مجبور خواهد بود بقیه دوره محکومیت خود را بگذراند.
- Demgemäß ''verbüßten'' rund 43 % aller in Hamburg Inhaftierten eine Freiheitsstrafe von unter einem Jahr.بر این اساس، حدود 43 درصد از تمام زندانیان هامبورگ، حبس کمتر از یک سال را گذراندند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
دوران محکومیت یا مجازات را گذراندن یا تحمل کردن
- Er muss seine Strafe im Gefängnis verbüßen.او باید مجازات خود را در زندان تحمل کند.
- Der Täter verbüßte eine lange Haftstrafe für seine Verbrechen.مجرم برای جنایاتش یک دوره حبس طولانی را گذراند.