verbüßen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈbyːsn̩/
Worttrennung: ver·bü·ßen
فعل

گذراندن (دوره محکومیت)، تحمل کردن (مجازات)

Beispiele

  • Er wird auch noch die Reststrafe ''verbüßen'' müssen.او همچنین مجبور خواهد بود بقیه دوره محکومیت خود را بگذراند.
  • Demgemäß ''verbüßten'' rund 43 % aller in Hamburg Inhaftierten eine Freiheitsstrafe von unter einem Jahr.بر این اساس، حدود 43 درصد از تمام زندانیان هامبورگ، حبس کمتر از یک سال را گذراندند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

دوران محکومیت یا مجازات را گذراندن یا تحمل کردن

  • Er muss seine Strafe im Gefängnis verbüßen.او باید مجازات خود را در زندان تحمل کند.
  • Der Täter verbüßte eine lange Haftstrafe für seine Verbrechen.مجرم برای جنایاتش یک دوره حبس طولانی را گذراند.