verbüssen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈbyːsən/
Worttrennung: ver·büs·sen
Wort

جبران کردن، کفاره دادن، تاوان دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ

یک مجازات قانونی، معمولاً حبس، را تحمل کردن و به پایان رساندن.

  • Er musste eine lange Haftstrafe verbüßen.او مجبور شد یک دوره حبس طولانی را تحمل کند.
  • Nach dem Urteil wird der Täter seine Strafe verbüßen.پس از حکم، مجرم مجازات خود را تحمل خواهد کرد.
2 Akkusativ

تاوان یا عواقب یک اشتباه یا جرم را تحمل کردن.

  • Er musste seine Fehler teuer verbüßen.او مجبور شد تاوان اشتباهاتش را گران بپردازد.
  • Die Gesellschaft verbüßt die Sünden ihrer Vergangenheit.جامعه تاوان گناهان گذشته خود را می‌پردازد.