verbalisieren

Aussprache: /vɛʁbaliˈziːrən/
Wortzerlegung: ver·ba·li·sie·ren
فعل

به زبان آوردن، بیان کردن، کلامی کردن

Beispiele

  • Im Gegenteil, ich glaube, es wird sehr viel mehr ''verbalisiert''.برعکس، من فکر می‌کنم که خیلی بیشتر به زبان آورده می‌شود.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را به صورت کلمات یا جملات بیان کردن؛ به زبان آوردن افکار یا احساسات

  • Es fällt ihm schwer, seine Gefühle zu verbalisieren.برای او دشوار است که احساساتش را بیان کند.
  • Sie bat ihn, seine Gedanken klar zu verbalisieren.او از او خواست که افکارش را به وضوح بیان کند.