verbauernden
خرابکننده، مانعشونده
Bedeutungen
1
Akkusativ
فرایند تخریب یا از بین بردن ارزشهای طبیعی، فرهنگی یا اجتماعی یک مکان از طریق ساخت و سازهای بیرویه، توسعه نامناسب یا تغییرات منفی.
- Die ständige verbauernden von Grünflächen durch neue Bauprojekte bedroht die Artenvielfalt.خراب کردن مداوم فضاهای سبز از طریق پروژههای ساختمانی جدید، تنوع زیستی را تهدید میکند.
- Die ungezügelte verbauernden historischer Stadtkerne führt zu einem Verlust an Identität.ویران کردن بیرویه مراکز تاریخی شهر منجر به از دست دادن هویت میشود.