verbeamten
(کسی را) به استخدام رسمی دولت درآوردن، کارمند رسمی کردن
Beispiele
- Nicht jeder Lehrer ''wird'' in Deutschland ''verbeamtet.هر معلمی در آلمان به استخدام رسمی دولت درنمیآید.
- Die kommen nach Deutschland zurück, um sich möglichst bald ''verbeamten'' zu lassen, sich damit dem Leistungsdruck zu entziehen und allumfassende wirtschaftliche Absicherung zu genießen.آنها به آلمان بازمیگردند تا هرچه زودتر به استخدام رسمی دولت درآیند، خود را از فشار عملکرد رها کنند و از امنیت اقتصادی کامل برخوردار شوند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی را به عنوان کارمند رسمی دولت (Beamter) استخدام کردن و به او وضعیت حقوقی و مزایای خاص این شغل را اعطا کردن.
- Nach der Probezeit wurde der Lehrer verbeamtet.پس از دوره آزمایشی، معلم به استخدام رسمی دولت درآمد.
- Nicht alle Angestellten im öffentlichen Dienst können verbeamtet werden.همه کارمندان بخش دولتی نمیتوانند به استخدام رسمی دولت درآیند.