فعل
بهبود بخشیدن، اصلاح کردن، بهتر کردن
معانی و تعاریف verbessern:
- چیزی را بهتر کردن، بهبود بخشیدن
- بهتر شدن، پیشرفت کردن
جملات نمونه برای verbessern:
Die Lehrerin hat die Klausuren noch nicht ''verbessert.''
معلم هنوز برگههای امتحانی را تصحیح نکرده است.
Gibt es noch Leute, die die Welt ''verbessern'' wollen?
آیا هنوز کسانی هستند که بخواهند دنیا را بهتر کنند؟
„Anhand von konkreten Beispielen zeigte Thieme, wie wichtig der mutige »Blick von außen« auf Gesetzestexte und Verordnungen ist und wie Verständlichkeit ''verbessert'' werden kann.“
تیمه با استفاده از مثالهای عینی نشان داد که چقدر «نگاه از بیرون» به متون قانونی و مقررات مهم است و چگونه میتوان فهمپذیری را بهبود بخشید.