verblättern
صفحه را اشتباه ورق زدن، صفحه را گم کردن
Beispiele
- Ein leichter Wind ''verblättert'' die Seiten eines Buches, über dem ein junger Mensch soeben eingeschlafen ist.باد ملایمی صفحات کتابی را که جوانی تازه در آن به خواب رفته بود، "اشتباه ورق میزند".
Bedeutungen
1
sich (reflexiv) / Akkusativ
ورق زدن اشتباه، در صفحات گم شدن (مثلاً دنبال چیزی گشتن)
- Ich habe mich im Buch verblättert und die Stelle nicht gefunden.من در کتاب ورق زدم و آن قسمت را پیدا نکردم.
- Er verblätterte die Seiten, ohne etwas zu lesen.او صفحات را ورق میزد بدون اینکه چیزی بخواند.
2
intransitiv
وقت تلف کردن با ورق زدن (مجازی)
- Statt zu lernen, verblätterte er nur die Bücher.به جای درس خواندن، او فقط کتابها را ورق میزد.
- Manchmal verblättere ich einfach nur, um den Kopf freizubekommen.گاهی اوقات فقط ورق میزنم تا ذهنم را آزاد کنم.