verbläuen
کتک مفصل زدن، کبود کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas verbläuen)
کسی را به شدت کتک زدن به طوری که بدنش کبود شود (عامیانه، خشن)
- Die Schläger haben den Passanten brutal verbläut.مزدوران به طرز وحشیانهای به عابر پیاده ضرب و شتم وارد کردند.
- Er hat sich im Kampf so sehr verbläut, dass er kaum noch laufen konnte.او در مبارزه آنقدر کتک خورد که به سختی میتوانست راه برود.