verblasen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈblaːzn̩/
Wortzerlegung: ver·bla·sen
فعل

با شیپور اعلام کردن، نواختن اشتباه

Beispiele

  • Verblasen'' sollte auch als jägerischer Kunstausdruck angegeben sein: das Wild wird ''verblasen'', wenn über ihm Hirsch tot! Sau tot! u. s. w. geblasen wird. (1899)همچنین باید به عنوان یک اصطلاح شکاری "verblasen" ذکر شود: حیوان "verblasen" می‌شود، اگر "شکار مرده! گراز مرده!" و غیره بالای آن نواخته شود. (۱۸۹۹)

Bedeutungen

1 Akkusativ

با دمیدن یا وزش باد چیزی را پراکنده کردن یا از بین بردن (مانند دود، مه).

  • Der Wind hat den Rauch schnell verblasen.باد دود را به سرعت پراکنده کرد.
  • Sie versuchte, die Kerzenflamme zu verblasen.او سعی کرد شعله شمع را با فوت کردن خاموش کند.
2 Akkusativ

پول یا منابع را بیهوده خرج کردن، هدر دادن، به باد دادن.

  • Er hat sein ganzes Erbe verblasen.او تمام ارث خود را به باد داد/هدر داد.
  • Man sollte sein Geld nicht so leichtfertig verblasen.نباید پول خود را اینقدر بی‌پروا هدر داد.