verbleiben
باقی ماندن، توافق کردن (بر سر چیزی)
Bedeutungen
1
intransitiv (+ bei + Dativ / in + Dativ)
باقی ماندن در یک مکان، وضعیت یا نزد کسی (رسمیتر از bleiben)
- Er verblieb noch eine Stunde im Büro.او یک ساعت دیگر در دفتر باقی ماند.
- Die Unterlagen können vorerst bei Ihnen verbleiben.مدارک فعلاً میتوانند نزد شما باقی بمانند.
2
intransitiv (+ Dativ)
باقی ماندن به عنوان باقیمانده یا نتیجه (باقیمانده پول، زمان یا امکانات)
- Nach Abzug aller Kosten verbleibt ein kleiner Gewinn.پس از کسر تمامی هزینهها، سود کمی باقی میماند.
- Es verbleiben uns nur noch wenige Tage bis zur Abgabe.تنها چند روز تا موعد تحویل برای ما باقی مانده است.
3
so verbleiben / wie verblieben
توافق کردن و به نتیجه نهایی رسیدن در مورد نحوه اقدام بعدی (کاربرد بسیار رایج اداری/کاری)
- Wir sind so verblieben, dass ich Sie morgen anrufe.ما اینطور توافق کردیم که من فردا با شما تماس بگیرم.
- Können wir so verbleiben?آیا میتوانیم همینطور توافق کنیم؟
4
bei + Dativ
پایبند ماندن بر سر یک موضع، نظر یا تصمیم
- Wir verbleiben bei unserer ursprünglichen Vereinbarung.ما به توافق اولیه خود پایبند میمانیم.
- Er verblieb bei seiner Aussage.او بر سر گفته خود باقی ماند.