verbleiben

Aussprache: /fɛɐ̯ˈblaɪ̯bn̩/
Wortzerlegung: ver·blei·ben
فعل

باقی ماندن، توافق کردن (بر سر چیزی)

Bedeutungen

1 intransitiv (+ bei + Dativ / in + Dativ)

باقی ماندن در یک مکان، وضعیت یا نزد کسی (رسمی‌تر از bleiben)

  • Er verblieb noch eine Stunde im Büro.او یک ساعت دیگر در دفتر باقی ماند.
  • Die Unterlagen können vorerst bei Ihnen verbleiben.مدارک فعلاً می‌توانند نزد شما باقی بمانند.
2 intransitiv (+ Dativ)

باقی ماندن به عنوان باقی‌مانده یا نتیجه (باقی‌مانده پول، زمان یا امکانات)

  • Nach Abzug aller Kosten verbleibt ein kleiner Gewinn.پس از کسر تمامی هزینه‌ها، سود کمی باقی می‌ماند.
  • Es verbleiben uns nur noch wenige Tage bis zur Abgabe.تنها چند روز تا موعد تحویل برای ما باقی مانده است.
3 so verbleiben / wie verblieben

توافق کردن و به نتیجه نهایی رسیدن در مورد نحوه اقدام بعدی (کاربرد بسیار رایج اداری/کاری)

  • Wir sind so verblieben, dass ich Sie morgen anrufe.ما این‌طور توافق کردیم که من فردا با شما تماس بگیرم.
  • Können wir so verbleiben?آیا می‌توانیم همین‌طور توافق کنیم؟
4 bei + Dativ

پایبند ماندن بر سر یک موضع، نظر یا تصمیم

  • Wir verbleiben bei unserer ursprünglichen Vereinbarung.ما به توافق اولیه خود پایبند می‌مانیم.
  • Er verblieb bei seiner Aussage.او بر سر گفته خود باقی ماند.