verbliesen
رنگ باختند، کمرنگ شدند
Bedeutungen
1
null
به تدریج و نامحسوس از بین رفتن یا ناپدید شدن، به ویژه در مورد رنگ، صدا، یا خاطرات که کمرنگ میشوند.
- Die leuchtenden Farben des Gemäldes sind nach Jahrzehnten fast vollständig verblasst.رنگهای درخشان نقاشی پس از دههها تقریباً کاملاً رنگ باختهاند.
- Mit der Zeit verblasst die Erinnerung an die schmerzlichen Ereignisse, doch die Narben bleiben.با گذشت زمان، خاطره رویدادهای دردناک کمرنگ میشود، اما زخمها باقی میمانند.