فعل
پنهان کردن، مخفی کردن، پوشیده داشتن
معانی و تعاریف verborgen:
- پنهان کردن شیء، شخص یا موضوعی به گونهای که دیده نشود یا پیدا کردن آن دشوار باشد.
- پنهان داشتن احساسات، نیت یا حقایق از دیگران (معمولاً با sich یا مفعول مستقیم).
جملات نمونه برای verborgen:
Der Schatz wurde tief in der Erde ''verborgen'', um ihn vor Dieben zu schützen.
گنج برای محافظت در برابر دزدان، در اعماق زمین پنهان شده بود.
Sie ''verbarg'' ihre wahren Gefühle hinter einer Maske der Gleichgültigkeit.
او احساسات واقعی خود را پشت نقابی از بیتفاوتی پنهان میکرد.
Der Schatz wurde tief in der Erde verborgen, um ihn vor Dieben zu schützen.
گنج برای محافظت در برابر دزدان، در اعماق زمین پنهان شده بود.