verbringen
گذراندن (زمان/تعطیلات)، سپری کردن
Bedeutungen
1
Zeit/Urlaub (Akkusativ) irgendwo/mit etwas verbringen
زمان، مرخصی، تعطیلات یا دورهای مشخص را در مکانی یا با انجام کاری سپری کردن.
- Wir haben unseren Urlaub am Meer verbracht.ما تعطیلاتمان را در کنار دریا گذراندیم.
- Er verbringt viel Zeit mit seiner Familie.او زمان زیادی را با خانوادهاش سپری میکند.
2
sein Leben (Akkusativ) irgendwo verbringen
تمام زندگی یا بخشی از عمر خود را در جایی یا به کیفیتی گذراندن.
- Sie hat ihr ganzes Leben in diesem kleinen Dorf verbracht.او تمام عمرش را در این دهکده کوچک گذراند.
- Viele Menschen verbringen ihre letzten Jahre im Krankenhaus.بسیاری از مردم سالهای آخر عمر خود را در بیمارستان میگذرانند.