verbringen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈbrɪŋən/
Worttrennung: ver·brin·gen
فعل

گذراندن (زمان/تعطیلات)، سپری کردن

Bedeutungen

1 Zeit/Urlaub (Akkusativ) irgendwo/mit etwas verbringen

زمان، مرخصی، تعطیلات یا دوره‌ای مشخص را در مکانی یا با انجام کاری سپری کردن.

  • Wir haben unseren Urlaub am Meer verbracht.ما تعطیلاتمان را در کنار دریا گذراندیم.
  • Er verbringt viel Zeit mit seiner Familie.او زمان زیادی را با خانواده‌اش سپری می‌کند.
2 sein Leben (Akkusativ) irgendwo verbringen

تمام زندگی یا بخشی از عمر خود را در جایی یا به کیفیتی گذراندن.

  • Sie hat ihr ganzes Leben in diesem kleinen Dorf verbracht.او تمام عمرش را در این دهکده کوچک گذراند.
  • Viele Menschen verbringen ihre letzten Jahre im Krankenhaus.بسیاری از مردم سال‌های آخر عمر خود را در بیمارستان می‌گذرانند.