verbrämen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈbrɛːmən/
Worttrennung: ver·brä·men
فعل

حاشیه‌دوزی کردن، تزئین کردن، توجیه کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (mit + Dativ)

لبه‌دوزی کردن یا تزئین کردن لبه‌های لباس، پرده یا پارچه با نواری از خز، پارچه یا مواد دیگر.

  • Der Mantel war mit feinem Nerz verbrämt.پالتو با خز سمور ظریفی حاشیه‌دوزی شده بود.
  • Sie verbrämt die Kissen mit einer goldenen Borte.او کوسن‌ها را با نواری طلایی تزئین می‌کند.
2 Akkusativ (jemanden / etwas verbrämen)

پنهان کردن یا پوشاندن جنبه‌های ناخوشایند یا منفی چیزی با ظاهری جذاب یا با ارائه دلایل غیرواقعی؛ بزک کردن یا توجیه کردن.

  • Er versuchte, seine Fehler zu verbrämen, indem er andere beschuldigte.او سعی کرد با متهم کردن دیگران، اشتباهات خود را توجیه کند.
  • Die Propaganda verbrämt die Realität, um die Bevölkerung zu täuschen.تبلیغات واقعیت را بزک می‌کند تا مردم را فریب دهد.