verbrämen
حاشیهدوزی کردن، تزئین کردن، توجیه کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (mit + Dativ)
لبهدوزی کردن یا تزئین کردن لبههای لباس، پرده یا پارچه با نواری از خز، پارچه یا مواد دیگر.
- Der Mantel war mit feinem Nerz verbrämt.پالتو با خز سمور ظریفی حاشیهدوزی شده بود.
- Sie verbrämt die Kissen mit einer goldenen Borte.او کوسنها را با نواری طلایی تزئین میکند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas verbrämen)
پنهان کردن یا پوشاندن جنبههای ناخوشایند یا منفی چیزی با ظاهری جذاب یا با ارائه دلایل غیرواقعی؛ بزک کردن یا توجیه کردن.
- Er versuchte, seine Fehler zu verbrämen, indem er andere beschuldigte.او سعی کرد با متهم کردن دیگران، اشتباهات خود را توجیه کند.
- Die Propaganda verbrämt die Realität, um die Bevölkerung zu täuschen.تبلیغات واقعیت را بزک میکند تا مردم را فریب دهد.