verbrauchen
مصرف کردن، به مصرف رساندن، مستهلک شدن
Bedeutungen
1
Akkusativ
منابع، سوخت یا مواد را استفاده کردن و به مصرف رساندن
- Dieses Auto verbraucht im Stadtverkehr sehr viel Benzin.این خودرو در ترافیک شهری بنزین زیادی مصرف میکند.
- Wir haben im letzten Monat weniger Strom verbraucht als im Vorjahr.ما ماه گذشته برق کمتری نسبت به سال قبل مصرف کردیم.
2
Akkusativ / sich + verbrauchen
انرژی، نیرو یا توان فیزیکی/روحی را مستهلک کردن و به پایان رساندن
- Die jahrelange harte Arbeit hat seine Kräfte völlig verbraucht.سالها کار سخت تمام نیرو و توان او را تحلیل برده است.
- Gebrauchte Teile verbrauchen sich schneller als neue.قطعات دست دوم سریعتر از قطعات نو فرسوده میشوند.