verbrechen
مرتکب جرم شدن، کار خطایی انجام دادن
Beispiele
- Das Gulasch kann man ja nicht essen, wer ''hat'' das denn ''verbrochen?این گولاِش اصلاً قابل خوردن نیست، چه کسی آن را پخته است؟
- Oft werden sie behandelt, als hätten sie selbst etwas ''verbrochen:'' Eltern, deren Kinder im Gefängnis sitzen.اغلب با آنها به گونهای رفتار میشود که انگار خودشان مرتکب جرمی شدهاند: والدینی که فرزندانشان در زندان هستند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
مرتکب جرم، گناه یا اشتباهی بزرگ شدن
- Er hat ein schweres Verbrechen verbrochen.او مرتکب یک جرم سنگین شده است.
- Was hast du denn verbrochen?تو چه گناهی مرتکب شدهای؟