verbriefen
تضمین کردن (با سند)، سندیت بخشیدن، اوراق بهادار کردن (در امور مالی)
Beispiele
- Zunächst hatten die Kreditinstitute damit begonnen, ihre internationalen Ausleihungen zunehmend zu ''verbriefen,'' also durch Anleihen zu ersetzen.در ابتدا، موسسات اعتباری شروع به 'اوراق بهادار کردن' فزاینده وامهای بینالمللی خود کردند، یعنی آنها را با اوراق قرضه جایگزین نمودند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
کتبی تضمین کردن، سندیت دادن
- Die Rechte der Bürger sind in der Verfassung verbrieft.حقوق شهروندان در قانون اساسی تضمین شده است.
- Dieser Vertrag verbrieft unsere Vereinbarung.این قرارداد توافق ما را مستند میکند.