verbraten
هدر دادن، تلف کردن (بهویژه پول)
Beispiele
- Ich werde den ganzen Gewinn für eine Kreuzfahrt ''verbraten.من تمام سود را برای یک سفر دریایی هدر خواهم داد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(مجازی) هدر دادن، تلف کردن (پول، زمان، انرژی).
- Er hat sein ganzes Geld für nutzlose Dinge verbraten.او تمام پولش را برای چیزهای بیفایده هدر داد.
- Wir dürfen nicht so viel Energie verbraten.ما نباید اینقدر انرژی هدر دهیم.
2
Akkusativ
(غذا را) زیاد سرخ کردن، سوزاندن (در اثر حرارت زیاد).
- Die Kartoffeln sind leider etwas verbraten.سیبزمینیها متاسفانه کمی سوختهاند (زیاد سرخ شدهاند).
- Pass auf, dass du das Fleisch nicht verbrätst.مراقب باش که گوشت را نسوزانی (زیاد سرخ نکنی).