verbraten

Aussprache: /fɛɐ̯ˈbʀaːtn̩/
Wortzerlegung: ver·bra·ten
فعل

هدر دادن، تلف کردن (به‌ویژه پول)

Beispiele

  • Ich werde den ganzen Gewinn für eine Kreuzfahrt ''verbraten.من تمام سود را برای یک سفر دریایی هدر خواهم داد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

(مجازی) هدر دادن، تلف کردن (پول، زمان، انرژی).

  • Er hat sein ganzes Geld für nutzlose Dinge verbraten.او تمام پولش را برای چیزهای بی‌فایده هدر داد.
  • Wir dürfen nicht so viel Energie verbraten.ما نباید اینقدر انرژی هدر دهیم.
2 Akkusativ

(غذا را) زیاد سرخ کردن، سوزاندن (در اثر حرارت زیاد).

  • Die Kartoffeln sind leider etwas verbraten.سیب‌زمینی‌ها متاسفانه کمی سوخته‌اند (زیاد سرخ شده‌اند).
  • Pass auf, dass du das Fleisch nicht verbrätst.مراقب باش که گوشت را نسوزانی (زیاد سرخ نکنی).