verbringen
گذراندن (زمان/تعطیلات)، سپری کردن
Bedeutungen
1
Zeit/Urlaub (Akkusativ) irgendwo/mit etwas verbringen
زمان، مرخصی، تعطیلات یا دورهای مشخص را در مکانی یا با انجام کاری سپری کردن
- Wir haben unseren Urlaub am Meer verbracht.ما تعطیلاتمان را کنار دریا گذراندیم.
- Er verbringt viel Zeit mit seinen Hobbys.او وقت زیادی را با سرگرمیهایش سپری میکند.
2
sein Leben (Akkusativ) irgendwo verbringen
تمام زندگی یا بخشی از عمر خود را در جایی یا به کیفیتی گذراندن
- Sie hat ihr ganzes Leben in dieser Stadt verbracht.او تمام عمرش را در این شهر گذراند.
- Ich möchte mein Leben sinnvoll verbringen.میخواهم زندگیام را با معنی بگذرانم.