فعل
دفن کردن، زیر خاک کردن
معانی و تعاریف verbuddeln:
- چیزی را در زیر خاک پنهان کردن یا دفن کردن (معادل عامیانه vergraben)؛ دفن کردن، زیر خاک کردن
جملات نمونه برای verbuddeln:
Der Hund ''verbuddelt'' seinen Knochen im Garten.
سگ استخوانش را در باغ دفن میکند.
„Ich hab junge Tramperinnen mitgenommen und sie draußen in der Wüste ''verbuddelt''.“
«من دختران جوان کولهگرد را با خود بردم و آنها را در بیابان دفن کردم.»
Der Hund hat seinen Knochen im Garten verbuddelt.
سگ استخوانش را در باغ دفن کرده است.