verbuken

Aussprache: /fɛɐ̯ˈbuːkn̩/
Wortzerlegung: ver·bu·ken
Konjugierte Form

خراب کردن، سوزاندن (در مورد پخت و پز)

Bedeutungen

1 Akkusativ (مفعول مستقیم، معمولاً یک مفهوم انتزاعی)

فهمیدن و پذیرفتن کامل یک مفهوم، ایده یا حقیقت پیچیده به گونه‌ای که درونی شود و بر رفتار یا نگرش فرد تأثیر بگذارد.

  • Es dauerte lange, bis er die Tragweite seiner Entscheidung verbuchen konnte.مدت زیادی طول کشید تا او پیامدهای تصمیم خود را به طور کامل درک کند.
  • Die Studierenden müssen die theoretischen Grundlagen nicht nur auswendig lernen, sondern auch tiefgreifend verbuchen.دانشجویان باید مبانی نظری را نه تنها از بر کنند، بلکه عمیقاً درونی سازند.