verbuttern

Aussprache: /fɛɐ̯ˈbʊtɐn/
Wortzerlegung: ver·but·tern
فعل

کره ساختن (از شیر/خامه)؛ (پول) را برای لذت شخصی خرج کردن بدون هیچ فایده بیشتری، یا بیش از حد لازم (پول، مواد) به کار بردن بدون اینکه چیزی بهتر شود

Beispiele

  • Die wesentlichste Schwierigkeit beim ''Verbuttern'' sehr fetten Rahmes besteht in seiner Zähflüssigkeit.مهمترین دشواری در "کره ساختن" خامه بسیار چرب، سیالیت چسبنده آن است.

Bedeutungen

1 Akkusativ

پول را بی‌فایده یا برای چیزی بی‌ارزش هدر دادن یا تلف کردن

  • Er hat sein ganzes Erspartes in diese riskante Investition verbuttert.او تمام پس‌اندازش را در این سرمایه‌گذاری پرخطر هدر داد.
  • Man sollte sein Geld nicht einfach so verbuttern.نباید پول خود را همین‌طور هدر داد.