فعل
اجاره دادن (کشتی، هواپیما و غیره)
معانی و تعاریف verchartern:
- کشتی، هواپیما یا وسیله نقلیه دیگری را برای مدت معینی به کسی اجاره دادن.
جملات نمونه برای verchartern:
Der neue Jumbojet wurde an eine chinesische Fluggesellschaft ''verchartert.''
«جت جامبوی جدید به یک شرکت هواپیمایی چینی اجاره داده شد.»
Die Reederei hat ihr größtes Schiff für die Sommersaison verchartert.
شرکت کشتیرانی بزرگترین کشتی خود را برای فصل تابستان اجاره داده است.
Wir können ein Segelboot für eine Woche verchartern.
ما میتوانیم یک قایق بادبانی را برای یک هفته اجاره کنیم.