verchartern

Aussprache: /fɛɐ̯ˈʃaʁtɐn/
Wortzerlegung: ver·char·tern
فعل

اجاره دادن (کشتی، هواپیما و غیره)

Beispiele

  • Der neue Jumbojet wurde an eine chinesische Fluggesellschaft ''verchartert.جت جامبوی جدید به یک شرکت هواپیمایی چینی اجاره داده شد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

کشتی، هواپیما یا وسیله نقلیه دیگری را برای مدت معینی به کسی اجاره دادن.

  • Die Reederei hat ihr größtes Schiff für die Sommersaison verchartert.شرکت کشتیرانی بزرگترین کشتی خود را برای فصل تابستان اجاره داده است.
  • Wir können ein Segelboot für eine Woche verchartern.ما می‌توانیم یک قایق بادبانی را برای یک هفته اجاره کنیم.