verchromen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈkroːmən/
Wortzerlegung: ver·chro·men
فعل

آبکاری کروم کردن، روکش کروم دادن

Beispiele

  • Die Zierleisten am Wagen haben wir neu ''verchromen'' lassen.نوارهای تزئینی ماشین را دوباره آبکاری کروم کردیم.
  • Der Unfall hat einen tiefen Kratzer in der ''verchromten'' Stoßstange hinterlassen.تصادف یک خراش عمیق در سپر آبکاری شده ایجاد کرد.
  • Unsere Preßformen lassen wir schon seit Jahren ''verchromen,'' um eine möglichst blanke Oberfläche zu erzielen.قالب‌های پرس خود را سال‌هاست که آبکاری کروم می‌کنیم تا سطحی تا حد امکان براق به دست آوریم.

Bedeutungen

1 Akkusativ

پوشاندن چیزی با لایه‌ای از کروم (آبکاری کروم)

  • Man kann Metallteile verchromen, um sie vor Rost zu schützen.می‌توان قطعات فلزی را کروم‌کاری کرد تا از زنگ‌زدگی محافظت شوند.
  • Die Stoßstangen des Oldtimers wurden neu verchromt.سپر‌های ماشین کلاسیک دوباره آبکاری کروم شدند.