verdächtigerweise
به طرز مشکوکی، به شکلی که شک برانگیز است
Bedeutungen
1
به شیوهای که باعث ایجاد شک و تردید میشود؛ به طرزی که ظن و گمان را برمیانگیزد.
- Er verhielt sich verdächtigerweise ruhig.او به طرز مشکوکی ساکت بود.
- Das Paket kam verdächtigerweise verspätet an.بسته به طرز مشکوکی با تاخیر رسید.
- Sie hat verdächtigerweise alle Fragen ausgewichen.او به طرز مشکوکی از پاسخ دادن به تمام سوالات طفره رفت.